·         هیومنیتاریانیسم: عقیده به نوع دوستی و انسان دوستی

·         هیومیسم: این مکتب از فیلسوف قرن 18، دیوید هیوم نام گرفته است. او معتقد بود که علم انسان تنها از طریق تجربه حاصل می شود.فلسفه او در زمره فلسفه شکاکین شناخته شده است. هیوم عقل را به سه عامل(عقلیات، واقعیات و ارزشها) تجزیه می کند. اولی حقیقت عقلی یا ریاضی خوانده می شود، دومی را رابطه علت و معلولی می شمارد و سومی را شامل علوم اجتماعی، مذهب، سیاست و اخلاق می داند.

·         یوتیلیتاریانیسم: این فلسفه ای است که تمام خیر و بدی­ها را در ترازوی مفید بودن و سود جستن می سنجد. افرادی که جز این فلسفه هستند عبارت است از:

جرمی بنتهام، جیمزمیل، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو ، جان آستین و ...

·         یوتوپیانیسم: این اصلاح برای جامعه ایده آل و مطلوب به کار می رود. منشاء اصل کلمه به توماس مور در سال 1516 بر می گردد. در هر دوره ای افرادی در این زمینه مطالعاتی داشته اند آنها عبارت اند از:

افلاطون در کتاب جمهوری، فرانسیس باکون در کتاب ملل مشترک امنافع اوسیان، توماس کامپانللا در کتاب شهر آفتاب، سوسیالیت­هایی نظیر فوریه- کابه- رابرت آوئن-ویلیام موریس و معاصرانی نظیر هودسون در کتاب یک قرن بلورین، بلورلیتتون در کتاب نژاد آینده، ادوارد بللامی در کتاب نظری به عقب و مساوات، ح.ج.ولز در کتاب یک یوتوپیای جدید.

·         هیومنیسم: مطالعه و تحقیق در آنچه که مربوط به انسان باشد